erkämpfen
با تلاش به دست آوردن، کسب کردن
Beispiele
- Die deutsche Männerstaffel ''hat'' bei der Biathlon-Weltmeisterschaft in Oslo die Silbermedaille ''erkämpft''.تیم مردان آلمان در مسابقات قهرمانی جهان بیاتلون در اسلو مدال نقره را کسب کرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با مبارزه، تلاش و سختی به دست آوردن یا حفظ کردن.
- Er hat sich seinen Platz in der Mannschaft erkämpft.او جایگاه خود را در تیم با مبارزه به دست آورد.
- Die Freiheit musste erkämpft werden.آزادی باید با مبارزه به دست میآمد.