wiedererkennen

Aussprache: /ˈviːdɐʔɛɐ̯ˌkɛnən/
Worttrennung: wie·der·er·ken·nen
فعل

به جا آوردن، دوباره شناختن، تشخیص دادن

Bedeutungen

1 jemanden/etwas (Akkusativ) wiedererkennen

کسی یا چیزی را که قبلاً دیده، شنیده یا شناخته‌ایم، دوباره پس از مدتی به جا آوردن و تشخیص دادن.

  • Ich habe ihn nach all den Jahren sofort wiedererkannt.من او را پس از این همه سال فوراً به جا آوردم.
  • Erkennen Sie diese Melodie wieder?آیا این ملودی را به خاطر می‌آورید؟
2 jemanden/etwas (Akkusativ) wiedererkennen

تشخیص دادن یا تأیید کردن هویت یا اصالت کسی یا چیزی.

  • Die Polizei konnte den Täter nicht wiedererkennen.پلیس نتوانست مجرم را شناسایی کند.
  • Der Experte erkannte das gefälschte Gemälde sofort wieder.کارشناس فوراً تابلو نقاشی جعلی را تشخیص داد.