صفت
قابل تشخیص، آشکار؛ (در اصطلاح) قدردان، سپاسگزار
جملات نمونه برای erkenntlich:
„Der Burgstall ist weitgehend verebnet, die Gräben verfüllt, das Vorwerk kaum noch ''erkenntlich''.“
«محل قلعه تا حد زیادی هموار شده، خندقها پر شدهاند، و استحکامات بیرونی به سختی قابل تشخیص است.»