erkiesen
برگزیدن، انتخاب کردن
Beispiele
- Wo ist Donald? Ich will ihn zu meinem Bergfreund ''erkiesen!دونالد کجاست؟ میخواهم او را به عنوان دوست کوهنوردم برگزینم!
Bedeutungen
1
Akkusativ
(رسمی، کهن) انتخاب کردن، برگزیدن، کسی یا چیزی را برای هدفی خاص انتخاب کردن.
- Er wurde zum König erkoren.او به پادشاهی برگزیده شد.
- Sie erkor ihn zu ihrem Ehemann.او وی را به همسری خود برگزید.