erklangen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈklaŋən/
Wortzerlegung: er·klan·gen
Konjugierte Form

طنین‌انداز شدند، صدا دادند (شکل صرف شده فعل)

Bedeutungen

1

به صدا درآمدن یا طنین‌انداز شدن موسیقی، صداها یا اعلامیه‌ها به شکلی برجسته و غالباً با بار معنایی خاص.

  • Die Fanfaren des Sieges erklangen feierlich über dem Schlachtfeld.شیپورهای پیروزی با شکوهی بر فراز میدان نبرد به صدا درآمدند.
  • Als die ersten Töne der Hymne erklangen, erhoben sich alle Anwesenden.هنگامی که اولین نت‌های سرود ملی طنین‌انداز شد، همه حاضران برخاستند.