erklangen
طنینانداز شدند، صدا دادند (شکل صرف شده فعل)
Bedeutungen
1
به صدا درآمدن یا طنینانداز شدن موسیقی، صداها یا اعلامیهها به شکلی برجسته و غالباً با بار معنایی خاص.
- Die Fanfaren des Sieges erklangen feierlich über dem Schlachtfeld.شیپورهای پیروزی با شکوهی بر فراز میدان نبرد به صدا درآمدند.
- Als die ersten Töne der Hymne erklangen, erhoben sich alle Anwesenden.هنگامی که اولین نتهای سرود ملی طنینانداز شد، همه حاضران برخاستند.