فعل
بالا رفتن، صعود کردن، فتح کردن
معانی و تعاریف erklimmen:
- از چیزی بالا رفتن یا به قله آن رسیدن (معمولاً کوه یا موقعیت بالا).
جملات نمونه برای erklimmen:
Nach schweißtreibenden fünf Stunden Aufstieg hatten die Wanderer endlich den Berg ''erklommen.''
پس از پنج ساعت صعود طاقتفرسا، کوهنوردان سرانجام کوه را فتح کردند.
„In der Schlüterstraße öffnete ein grünlivrierter Liliputaner, ''erklomm'' eine zierliche Leiter, half dem Besucher aus dem Mantel und verschwand.“
«در خیابان شلوتر، یک کوتوله سبزپوش درها را باز کرد، از یک نردبان ظریف بالا رفت، به بازدیدکننده کمک کرد تا پالتویش را درآورد و ناپدید شد.»
Die Bergsteiger erklommen den Gipfel nach einem langen Aufstieg.
کوهنوردان پس از یک صعود طولانی به قله رسیدند.