erkranken
بیمار شدن، مبتلا شدن به بیماری
Beispiele
- Er ''erkrankte'' an AIDS.او به ایدز مبتلا شد.
- Wie schön, dass wir die Reise gemacht haben, bevor du ''erkranktest.چقدر خوب که آن سفر را رفتیم قبل از اینکه تو بیمار شوی.
- Die meisten Menschen, die sich mit dem neuen Coronavirus SARS-CoV-2 infizieren, ''erkranken'' nicht schwer.اکثر افرادی که به کروناویروس جدید SARS-CoV-2 مبتلا میشوند، به طور وخیم بیمار نمیشوند.
Bedeutungen
1
an + Dativ
به بیماری مبتلا شدن یا مریض شدن.
- Viele Menschen erkranken im Winter an Grippe.بسیاری از مردم در زمستان به آنفولانزا مبتلا میشوند.
- Er ist schwer erkrankt und muss im Krankenhaus bleiben.او به شدت بیمار شده و باید در بیمارستان بماند.