erkranken

Aussprache: /ɛɐ̯ˈkʁaŋkn̩/
Wortzerlegung: er·kran·ken
فعل

بیمار شدن، مبتلا شدن به بیماری

Bedeutungen

1 an + Dativ

به یک بیماری مبتلا شدن یا مریض شدن (فعل لازم با فعل کمکی sein)

  • Viele Menschen erkranken im Winter an Grippe.بسیاری از مردم در زمستان به آنفولانزا مبتلا می‌شوند.
  • Er ist schwer erkrankat und muss im Krankenhaus bleiben.او به شدت بیمار شده و باید در بیمارستان بماند.