erlöschen
خاموش شدن، منقضی شدن، باطل شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
خاموش شدن یا از بین رفتن آتش، نور یا شعله.
- Das Feuer im Kamin ist langsam erloschen.آتش در شومینه به آرامی خاموش شد.
- Nach Mitternacht erlischt die Beleuchtung des Gebäudes.پس از نیمهشب، روشنایی ساختمان خاموش میشود.
2
intransitiv (بدون مفعول)
منقضی شدن، اعتبار خود را از دست دادن یا باطل شدن حقوق، قراردادها، مجوزها یا گواهینامهها.
- Die Gültigkeit des Ausweises ist im letzten Monat erloschen.اعتبار کارت شناسایی در ماه گذشته منقضی شد.
- Wenn die Frist überschritten wird, erlischt das Recht auf Rückgabe.اگر مهلت سپری شود، حق بازگشت کالا باطل میشود.
3
intransitiv (بدون مفعول)
منقرض شدن یا از بین رفتن یک نسل، گونه یا خانواده.
- Die Dinosaurier sind vor Millionen von Jahren erloschen.دایناسورها میلیونها سال پیش منقرض شدند.
- Mit seinem Tod ist die alte Adelslinie erloschen.با مرگ او، آن دودمان اشرافی قدیمی منقرض شد.