erlangen
به دست آوردن، کسب کردن
Beispiele
- Mit 24 Jahren ''erlangte'' auch ich das Abitur.من هم در ۲۴ سالگی مدرک دیپلم (آبیتور) را گرفتم.
- Ich brauche diesen Topf, aber ich kann ihn nicht ''erlangen.من به این قابلمه نیاز دارم، اما نمیتوانم آن را به دست بیاورم.
- Das Gebiet umfasst fünf Republiken, die nach dem Zusammenbruch des Sowjetimperiums Selbstständigkeit ''erlangten.این منطقه شامل پنج جمهوری است که پس از فروپاشی امپراتوری شوروی استقلال کسب کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با تلاش یا به مرور زمان به دست آوردن، معمولاً چیزی انتزاعی مانند دانش، مقام یا آزادی.
- Er erlangte große Berühmtheit durch seine Forschung.او از طریق تحقیقاتش شهرت زیادی به دست آورد.
- Nach langer Krankheit erlangte sie ihre Gesundheit wieder.پس از بیماری طولانی، او سلامتی خود را دوباره به دست آورد.