erlangen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈlaŋən/
Wortzerlegung: er·lan·gen
فعل

به دست آوردن، کسب کردن

Beispiele

  • Mit 24 Jahren ''erlangte'' auch ich das Abitur.من هم در ۲۴ سالگی مدرک دیپلم (آبیتور) را گرفتم.
  • Ich brauche diesen Topf, aber ich kann ihn nicht ''erlangen.من به این قابلمه نیاز دارم، اما نمی‌توانم آن را به دست بیاورم.
  • Das Gebiet umfasst fünf Republiken, die nach dem Zusammenbruch des Sowjetimperiums Selbstständigkeit ''erlangten.این منطقه شامل پنج جمهوری است که پس از فروپاشی امپراتوری شوروی استقلال کسب کردند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با تلاش یا به مرور زمان به دست آوردن، معمولاً چیزی انتزاعی مانند دانش، مقام یا آزادی.

  • Er erlangte große Berühmtheit durch seine Forschung.او از طریق تحقیقاتش شهرت زیادی به دست آورد.
  • Nach langer Krankheit erlangte sie ihre Gesundheit wieder.پس از بیماری طولانی، او سلامتی خود را دوباره به دست آورد.