wiedererlangen
دوباره به دست آوردن، بازپس گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) wiedererlangen
دوباره به دست آوردن چیزی که از دست رفته بود، مانند سلامتی، قدرت، یا دارایی.
- Nach langer Krankheit hat er seine Gesundheit wiedererlangt.او پس از بیماری طولانی سلامتی خود را دوباره به دست آورد.
- Die Mannschaft hofft, den Pokal wiedererlangen zu können.تیم امیدوار است که بتواند جام را پس بگیرد.