wiedererlangen

Aussprache: /ˈviːdɐʔɛɐ̯ˌlaŋən/
Worttrennung: wie·der·er·lan·gen
فعل

دوباره به دست آوردن، بازپس گرفتن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) wiedererlangen

دوباره به دست آوردن چیزی که از دست رفته بود، مانند سلامتی، قدرت، یا دارایی.

  • Nach langer Krankheit hat er seine Gesundheit wiedererlangt.او پس از بیماری طولانی سلامتی خود را دوباره به دست آورد.
  • Die Mannschaft hofft, den Pokal wiedererlangen zu können.تیم امیدوار است که بتواند جام را پس بگیرد.