erlebnisreich

Aussprache: /ɛɐ̯ˈleːpnɪsˌʁaɪ̯ç/
Worttrennung: er·leb·nis·reich
صفت

پرماجرا، پرحادثه، هیجان‌انگیز

Bedeutungen

1

پر از رویدادها، تجربیات جالب و هیجان‌انگیز؛ ماجراجویانه.

  • Die Reise durch Südamerika war sehr erlebnisreich.سفر به آمریکای جنوبی بسیار پرماجرا بود.
  • Wir hatten einen erlebnisreichen Tag im Freizeitpark.ما یک روز هیجان‌انگیز در شهربازی داشتیم.
  • Das Studium im Ausland bot ihm viele erlebnisreiche Momente.تحصیل در خارج از کشور لحظات پرماجرای زیادی را برای او فراهم کرد.