erlebnisreich
پرماجرا، پرحادثه، هیجانانگیز
Bedeutungen
1
پر از رویدادها، تجربیات جالب و هیجانانگیز؛ ماجراجویانه.
- Die Reise durch Südamerika war sehr erlebnisreich.سفر به آمریکای جنوبی بسیار پرماجرا بود.
- Wir hatten einen erlebnisreichen Tag im Freizeitpark.ما یک روز هیجانانگیز در شهربازی داشتیم.
- Das Studium im Ausland bot ihm viele erlebnisreiche Momente.تحصیل در خارج از کشور لحظات پرماجرای زیادی را برای او فراهم کرد.