فعل
انجام دادن، رسیدگی کردن، از پا درآوردن
معانی و تعاریف erledigen:
- کاری را به اتمام رساندن یا وظیفهای را انجام دادن.
- مشکلی را حل و فصل کردن یا موضوعی را به نتیجه رساندن.
جملات نمونه برای erledigen:
Mach die Hausaufgaben lieber jetzt, denn wenn du sie heute nicht ''erledigst,'' musst du sie morgen machen.
تکالیف را بهتر است الان انجام دهی، چون اگر امروز «انجامشان ندهی»، فردا مجبور میشوی انجام دهی.
Nach dem Skandal ist der Minister ''erledigt,'' er wird zurücktreten müssen
بعد از رسوایی، وزیر «تمامشده» است، او مجبور به استعفا خواهد شد.
Die Mafia wird jeden ''erledigen,'' der ihnen im Weg steht.
مافیا هر کسی را که سر راهشان باشد «از پا درمیآورد».