erledigten
انجام شده، رسیدگی شده، تمام شده
Bedeutungen
1
Akkusativ
انجام دادن کامل و موفقیتآمیز یک وظیفه، کار یا مسئله، به ویژه در محیطهای اداری، کاری یا رسمی.
- Der Anwalt erledigte alle notwendigen Formalitäten für die Scheidung seines Mandanten.وکیل تمام تشریفات لازم برای طلاق موکل خود را انجام داد.
- Wir müssen diese dringenden Angelegenheiten bis zum Ende des Tages erledigen.ما باید این امور فوری را تا پایان روز به اتمام برسانیم.