erlegen
شکار کردن (از پا درآوردن)، پرداخت کردن (مبلغ)
Bedeutungen
1
Akkusativ
شکار کردن و از پا درآوردن (یک حیوان، بهویژه در شکار)
- Der Jäger hat einen Hirsch erlegt.شکارچی یک گوزن را شکار کرد.
- Er konnte einen Bären mit dem ersten Schuss erlegen.او توانست با اولین شلیک یک خرس را از پا درآورد.
2
Akkusativ
پرداخت کردن، واریز کردن (مبلغ پول، جریمه یا هزینه رسمی - کاربرد رسمی/حقوقی)
- Das Bußgeld muss bis zum angegebenen Termin erlegt werden.جریمه نقدی باید تا تاریخ مشخصشده پرداخت شود.
- Er musste die geforderte Summe bei Gericht erlegen.او مجبور شد مبلغ خواسته شده را به دادگاه پرداخت کند.