erlegen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈleːɡn̩/
Wortzerlegung: er·le·gen
فعل

شکار کردن (از پا درآوردن)، پرداخت کردن (مبلغ)

Bedeutungen

1 Akkusativ

شکار کردن و از پا درآوردن (یک حیوان، به‌ویژه در شکار)

  • Der Jäger hat einen Hirsch erlegt.شکارچی یک گوزن را شکار کرد.
  • Er konnte einen Bären mit dem ersten Schuss erlegen.او توانست با اولین شلیک یک خرس را از پا درآورد.
2 Akkusativ

پرداخت کردن، واریز کردن (مبلغ پول، جریمه یا هزینه رسمی - کاربرد رسمی/حقوقی)

  • Das Bußgeld muss bis zum angegebenen Termin erlegt werden.جریمه نقدی باید تا تاریخ مشخص‌شده پرداخت شود.
  • Er musste die geforderte Summe bei Gericht erlegen.او مجبور شد مبلغ خواسته شده را به دادگاه پرداخت کند.