erleichtern
سبک کردن، آسان کردن، تسکین دادن
Beispiele
- Wir müssen unser Gepäck ''erleichtern.ما باید چمدانهایمان را سبک کنیم.
- Auch die neuesten Nachrichten ''erleichterten'' uns nicht.حتی آخرین اخبار هم ما را تسکین نداد.
- Obgleich die Lage in Wien miserabel war, ''erleichterte'' es sie auch, ausاگرچه وضعیت در وین اسفناک بود، اما این موضوع او را نیز سبک کرد که از...
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را سادهتر یا کمتر دشوار کردن
- Die neue Software erleichtert die Arbeit erheblich.نرمافزار جدید کار را به طور قابل توجهی آسان میکند.
- Diese Maßnahme soll den Zugang zu Bildung erleichtern.این اقدام قرار است دسترسی به آموزش را تسهیل کند.
2
Akkusativ
بار یا فشار روانی کسی را کم کردن، تسکین دادن
- Es erleichtert mich, dass du mir geholfen hast.اینکه تو به من کمک کردی، مرا سبکبار کرد (تسکین داد).
- Sie konnte ihr Herz erleichtern, indem sie alles erzählte.او توانست با گفتن همه چیز، دل خود را سبک کند.