erlosen
از طریق قرعهکشی بردن، قرعهکشی کردن
Beispiele
- Über die Verteilung der Bücher sollte das Los entscheiden. Hans Hermann Seiler ''erloste'' sich das 2. Buch.قرعه باید در مورد توزیع کتابها تصمیم میگرفت. هانس هرمان سیلر کتاب دوم را از طریق قرعهکشی به دست آورد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از طریق قرعهکشی به دست آوردن یا تعیین کردن
- Die Erben erlosten das Land unter sich.وارثان زمین را بین خود با قرعهکشی تقسیم کردند.
- Er hoffte, den Hauptgewinn zu erlosen.او امیدوار بود که جایزه اصلی را با قرعهکشی به دست آورد.