erlost Aussprache:/ɛɐ̯ˈloːst/Wortzerlegung:er·lost Partizip II رهایییافته، نجاتیافته معانی و تعاریف erlost:به دست آوردن چیزی یا تعیین کردن چیزی از طریق یک فرآیند قرعهکشی یا لاتاری. جملات نمونه برای erlost:Er hat bei der Tombola den Hauptpreis erlost.او جایزه اصلی را از طریق قرعهکشی در بختآزمایی به دست آورد.Die Gewinner der Tickets wurden per Losverfahren erlost.برندگان بلیطها از طریق قرعهکشی تعیین شدند.