erloten
عمق را با استفاده از دستگاه اندازهگیری (عمقسنج) تعیین کردن
Beispiele
- Ich konnte an keiner Stelle, zumal die Lotungen im tiefsten Becken ziemlich dicht sind, 5 m Tiefe ''erloten.من نتوانستم در هیچ نقطهای، به خصوص که اندازهگیریها در عمیقترین بخش حوضچه نسبتاً نزدیک هستند، عمق ۵ متری را تعیین کنم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از طریق قرعهکشی به دست آوردن یا تعیین کردن (بسیار نادر)
- Die Gewinner wurden durch Los erlotet.برندگان از طریق قرعهکشی تعیین شدند.
- Man erlotete die Reihenfolge der Redner.ترتیب سخنرانان را با قرعهکشی مشخص کردند.