ermächtigungskonform

Aussprache: /ɛɐ̯ˈmɛçtɪɡʊŋskɔnˌfɔʁm/
Worttrennung: er·mäch·ti·gungs·kon·form
صفت

مطابق با اختیارات اعطاشده

Bedeutungen

1

منطبق با حدود اختیارات یا مجوزی که به فرد یا نهادی داده شده است.

  • Seine Handlungen waren nicht ermächtigungskonform.اقدامات او مطابق با اختیارات اعطاشده نبود.
  • Der Ausschuss prüfte, ob die Entscheidung ermächtigungskonform war.کمیته بررسی کرد که آیا تصمیم مطابق با اختیارات اعطاشده بود یا خیر.
  • Wir müssen sicherstellen, dass unser Vorgehen ermächtigungskonform ist.ما باید اطمینان حاصل کنیم که رویکرد ما مطابق با اختیارات اعطاشده است.