ermessen
ارزیابی کردن، سنجیدن، درک کردن میزان/اهمیت
Bedeutungen
1
Akkusativ
میزان، عواقب یا اهمیت موضوعی را با درک عمیق قضاوت و ارزیابی کردن
- Die Richterin muss das Strafmaß angemessen ermessen.قاضی باید میزان مجازات را به درستی بسنجد.
- Es ist schwer, die vollen Folgen dieser Entscheidung zu ermessen.سنجیدن تمام عواقب این تصمیم دشوار است.