فعل
خسته شدن، از پا افتادن، ضعیف شدن
معانی و تعاریف ermatten:
- کسی را بسیار خسته کردن، از پا درآوردن (متعدی).
- بسیار خسته شدن، از پا افتادن (ناگذر).
جملات نمونه برای ermatten:
„Aber ich ''ermatte'' – ich kann nicht weiter schreiben, die Augen glühen mir. Die Hände zittern.“
«اما من خسته میشوم – دیگر نمیتوانم بنویسم، چشمهایم میسوزد. دستهایم میلرزند.»
Die lange Wanderung ermattete die Teilnehmer.
پیادهروی طولانی شرکتکنندگان را خسته کرد.
Die Hitze ermattete die Arbeiter schnell.
گرما کارگران را به سرعت از پا درآورد.