صفت
قابل اندازهگیری
جملات نمونه برای ermessbar:
„Venedig ist nicht nur der Markusdom. Die Schäden, die das Hochwasser dort angerichtet hat, sind kaum ''ermessbar''. Im Vatikan vergleicht man sie mit dem Verlust von Notre-Dame.“
ونیز فقط کلیسای سن مارکو نیست. خساراتی که سیل در آنجا وارد کرده است، به سختی قابل اندازهگیری است. در واتیکان آن را با از دست دادن نوتردام مقایسه میکنند.