ermorden
به قتل رساندن، کشتن با پیشنیت
Beispiele
- Das Opfer wurde vor einer Woche ''ermordet.قربانی یک هفته پیش به قتل رسید.
- Der Zug transportierte 650 Frauen, Männer und Kinder. Nur rund 120 davon wurden als Häftlinge aufgenommen, alle weiteren sofort in Gaskammern ''ermordet.قطار ۶۵۰ زن، مرد و کودک را حمل میکرد. تنها حدود ۱۲۰ نفر از آنها به عنوان زندانی پذیرفته شدند، و بقیه بلافاصله در اتاقهای گاز به قتل رسیدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
عمداً و با قصد قبلی، کسی را کشتن؛ به قتل رساندن
- Der König wurde von seinen Feinden ermordet.پادشاه توسط دشمنانش به قتل رسید.
- Man hat ihn in seinem Haus ermordet.او را در خانهاش به قتل رساندند.