فعل
تشویق کردن، دلگرم کردن
معانی و تعاریف ermuntern:
- کسی را به انجام کاری تشویق کردن، دلگرم کردن
- کسی را سرحال آوردن، روحیه دادن، از خواب بیدار کردن
جملات نمونه برای ermuntern:
Das Publikum ''ermuntert'' die Spieler.
تماشاگران بازیکنان را تشویق میکنند.
„Bullen versprechen rosige Zeiten, ''ermuntern'' die Investoren und versprechen ein gutes Geschäft“.
«گاوها (در بورس) وعده روزهای روشن میدهند، سرمایهگذاران را تشویق میکنند و قول سود خوب میدهند.»
Ich ''ermuntere'' euch, neue Wege zu probieren.
من شما را تشویق میکنم که راههای جدید را امتحان کنید.