ermunterten
تشویق کردند / دلگرم کردند
Bedeutungen
1
zu + Dativ, zu + Infinitiv
کسی را به انجام کاری تشویق کردن یا دلگرم کردن، به ویژه در شرایط دشوار؛ برانگیختن یا تحریک کردن احساسات یا فعالیتها.
- Seine ermutigenden Worte gaben ihr die Kraft, weiterzumachen.کلمات دلگرمکننده او به او قدرت ادامه دادن را داد.
- Die Aussicht auf Erfolg ermunterte die Studenten, sich noch mehr anzustrengen.چشمانداز موفقیت، دانشجویان را به تلاش بیشتر ترغیب کرد.