ermutigen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈmuːtiɡn̩/
Wortzerlegung: er·mu·ti·gen
فعل

تشویق کردن، دلگرم کردن، ترغیب کردن

Beispiele

  • Er ''ermutigt'' mich zu tun, worauf ich Lust habe.او مرا «تشویق می‌کند» تا هر آنچه را که دوست دارم انجام دهم.
  • Der Erfolg ''ermutigte'' ihn weiterzumachen.موفقیت او را «تشویق کرد» که به کارش ادامه دهد.

Bedeutungen

1 Akkusativ (zu + Dativ)

به کسی امید و اعتماد به نفس دادن تا کاری را انجام دهد یا ادامه دهد.

  • Ihre Eltern ermutigten sie, ihren Traum zu verfolgen.والدینش او را تشویق کردند تا رؤیایش را دنبال کند.
  • Der Lehrer ermutigte die Schüler, Fragen zu stellen.معلم دانش‌آموزان را به پرسیدن سؤال تشویق کرد.