ernüchternd
تکاندهنده، دلسردکننده، واقعبینانه کننده، هوشیاره کننده
Bedeutungen
1
باعث میشود فرد واقعیت ناخوشایند یا تلخی را درک کند و از توهم یا هیجان قبلی دست بکشد؛ هوشیار کننده یا دلسرد کننده.
- Die Zahlen über die Arbeitslosigkeit waren ernüchternd.آمار مربوط به بیکاری تکاندهنده بود.
- Nach dem anfänglichen Enthusiasmus folgte eine ernüchternde Erkenntnis der Schwierigkeiten.پس از شور و شوق اولیه، درک دلسردکنندهای از مشکلات حاصل شد.
- Die Rede des Chefs war eine ernüchternde Erinnerung an die wirtschaftliche Lage.سخنرانی رئیس جمهور یادآوری واقعبینانهای از وضعیت اقتصادی بود.