erneuern
نوسازی کردن، تجدید کردن، تمدید کردن
Beispiele
- Der Mann ''erneuerte'' den Pflock.آن مرد میخ چوبی را نوسازی کرد.
- Meine Eltern ''erneuerten'' letztes Jahr ihr Eheversprechen.پدرو مادرم سال گذشته عهد ازدواج خود را تجدید کردند.
- Die Erfüllung des Rituals dispensierte von der Strafverfolgung, denn durch den Vollzug ''wurden'' die Bande mit der Götterwelt geknüpft und ''erneuert.انجام این مراسم، فرد را از پیگرد قانونی معف میکرد، زیرا از طریق اجرای آن، پیوندها با دنیای خدایان بسته و تجدید میشدند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
نو کردن، نوسازی کردن (چیزی را)
- Die Stadt plant, die alten Gebäude zu erneuern.شهر قصد دارد ساختمانهای قدیمی را نوسازی کند.
- Wir müssen die Software auf die neueste Version erneuern.ما باید نرمافزار را به جدیدترین نسخه بهروز کنیم.
2
Akkusativ
تمدید کردن (مثلاً قرارداد، گواهینامه، ویزا)
- Ich muss meinen Reisepass erneuern lassen.من باید گذرنامهام را تمدید کنم.
- Sie hat ihre Mitgliedschaft im Fitnessstudio erneuert.او عضویتش را در باشگاه ورزشی تمدید کرد.