ernten

Aussprache: /ˈɛrntn̩/
Wortzerlegung: ern·ten
فعل

درو کردن، برداشت کردن

Beispiele

  • Im Sommer und Herbst wird ''geerntet.در تابستان و پاییز برداشت محصول انجام می‌شود.
  • In Mexiko wird der Großteil des Kaffees traditionell im Schatten von Bäumen in natürlichen Wäldern angebaut und per Hand ''geerntet.در مکزیک، بخش عمده قهوه به طور سنتی در سایه درختان در جنگل‌های طبیعی کشت و با دست برداشت می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

میوه یا محصولات کشاورزی را برداشت کردن

  • Die Bauern ernten das Getreide im Sommer.کشاورزان غلات را در تابستان برداشت می‌کنند.
  • Wir haben viele Äpfel von unseren Bäumen geerntet.ما سیب‌های زیادی از درختانمان برداشت کردیم.
2 Akkusativ

نتایج (مثبت یا منفی) یک عمل یا تلاش را دریافت کردن (استعاری)

  • Er erntete viel Lob für seine Arbeit.او برای کارش تحسین زیادی دریافت کرد.
  • Wer Wind sät, wird Sturm ernten.هر که باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد. (هر چه کنی به خود کنی.)