erpaddeln
کسب کردن (با قایقرانی)
Beispiele
- Corinne ''erpaddelt'' sich gleich in der ersten Etappe einen Vorsprung von 2 Metern vor den Konkurrentinnen aus Übersee.کُرین بلافاصله در مرحله اول، دو متر جلوتر از رقبای خارج از کشور، پیشتاز میشود.
- Im Vorlauf ''erpaddelten'' sie den dritten Platz.در مرحله مقدماتی، آنها مقام سوم را با قایقرانی کسب کردند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با پارو زدن به جایی رسیدن یا مسافتی را طی کردن.
- Wir erpaddelten den kleinen See in einer Stunde.ما در یک ساعت با پارو زدن دریاچه کوچک را طی کردیم.
- Sie erpaddelten eine versteckte Bucht.آنها با پارو زدن به یک خلیج پنهان رسیدند.