erpflegen
پرورش دادن و به دست آوردن از راه مراقبت (قدیمی/ادبی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
از طریق مراقبت و پروردن مداوم به دست آوردن یا پروراندن (فعل متون کهن و ادبی آلمانی)
- Sie hat die Pflanzen mit Geduld erpflegt.او گیاهان را با صبر و حوصله پروراند.
- Ein solches Wissen wird nur durch lange Hingabe erpflegt.چنین دانشی تنها از طریق وقف کردن وقت و مراقبت طولانی به دست میآید.