erpflegen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈpfleːɡn̩/
Wortzerlegung: er·pfle·gen
فعل

پرورش دادن و به دست آوردن از راه مراقبت (قدیمی/ادبی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

از طریق مراقبت و پروردن مداوم به دست آوردن یا پروراندن (فعل متون کهن و ادبی آلمانی)

  • Sie hat die Pflanzen mit Geduld erpflegt.او گیاهان را با صبر و حوصله پروراند.
  • Ein solches Wissen wird nur durch lange Hingabe erpflegt.چنین دانشی تنها از طریق وقف کردن وقت و مراقبت طولانی به دست می‌آید.