erpochen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈpɔxn̩/
Wortzerlegung: er·po·chen
فعل

با اصرار به دست آوردن، پافشاری کردن

Beispiele

  • Wie unerwartet, ja gar befremdend und gewiß nicht ''erpocht'' die Gnade den Personen war, die dazu erwählet wurden.“ (1805)چقدر غیرمنتظره، حتی عجیب و قطعاً 'به دست نیامده با اصرار' بود لطف برای کسانی که برای آن انتخاب شده بودند.

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

با اصرار و قاطعیت چیزی را مطالبه کردن یا بر آن پافشاری کردن (این فعل کمی قدیمی یا رسمی است و معمولاً از 'pochen auf' استفاده می‌شود)

  • Er erpochte auf sein Recht, gehört zu werden.او بر حق خود برای شنیده شدن اصرار ورزید.
  • Man kann nicht immer auf seine Meinung erpochen.همیشه نمی‌توان بر عقیده خود پافشاری کرد.