erproben
آزمودن، تست کردن
Beispiele
- Wir müssen den neuen Raumanzug erst ''erproben,'' bevor wir den Mann damit ins All schicken.ما باید لباس فضانوردی جدید را قبل از فرستادن فرد به فضا آزمایش کنیم.
- Bei diesem chirurgischen Eingriff nutzen wir ein ''erprobtes'' Verfahren.در این عمل جراحی از یک روش آزموده شده استفاده میکنیم.
- Du ''erprobst'' die neue Hardware, während ich mich um das Programm kümmere.تو سختافزار جدید را تست میکنی، در حالی که من به برنامه رسیدگی میکنم.
- Und ''erprobten'' wir es noch dreimal, bliebe dieser Fehler trotzdem unentdeckt.و اگر سه بار دیگر آن را میآزمودیم، باز هم این خطا کشفنشده باقی میماند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
آزمایش کردن، امتحان کردن (محصول، روش)؛ کارایی یا کیفیت چیزی را با استفاده عملی بررسی کردن
- Das neue Medikament wird an Freiwilligen erprobt.داروی جدید روی داوطلبان آزمایش میشود.
- Wir müssen die neue Strategie erproben.ما باید استراتژی جدید را امتحان کنیم.
2
Akkusativ
آزمودن (توانایی، مقاومت)؛ قدرت، استقامت یا توانایی کسی یا چیزی را در شرایط سخت محک زدن
- Die Krise erprobte die Stärke der Gemeinschaft.بحران، قدرت جامعه را آزمود.
- Er erprobte seine Grenzen beim Marathon.او محدودیتهای خود را در ماراتن آزمود.