errechnen
محاسبه کردن، برآورد کردن
Beispiele
- Bildungsökonomen ''haben errechnet,'' dass sich jeder in Bildung investierte Cent vielfach rentiert, und dass jeder eingesparte Euro vielfache gesellschaftliche Folgekosten verursacht.اقتصاددانان آموزشی محاسبه کردهاند که هر سنت سرمایهگذاری شده در آموزش چندین برابر بازدهی دارد و هر یوروی صرفهجویی شده، هزینههای تبعی اجتماعی چند برابری را به دنبال دارد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با استفاده از محاسبات ریاضی به نتیجهای رسیدن، حساب کردن
- Er hat den Gesamtpreis genau errechnet.او قیمت کل را دقیقاً محاسبه کرد.
- Man kann die Entfernung mit dieser Formel errechnen.میتوان فاصله را با این فرمول محاسبه کرد.