errudern
کسب کردن (با قایقرانی)
Beispiele
- Benedict Seidel der ebenfalls Junioren B 1× fuhr, ''erruderte'' sich den 5. Platz obwohl viele Wellen herrschten.بندیکت سایدل که او نیز در قایق تکنفره جوانان B پارو زد، مقام پنجم را کسب کرد، اگرچه امواج زیادی وجود داشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با قایق پارویی به جایی رسیدن یا مسافتی را طی کردن.
- Die Fischer erruderten das offene Meer.ماهیگیران با قایق پارویی به دریای آزاد رسیدند.
- Er erruderte den Fluss bis zur Mündung.او با قایق پارویی رودخانه را تا دهانه آن طی کرد.