errudern

Aussprache: /ɛɐ̯ˈruːdɐn/
Wortzerlegung: er·ru·dern
فعل

کسب کردن (با قایقرانی)

Beispiele

  • Benedict Seidel der ebenfalls Junioren B 1× fuhr, ''erruderte'' sich den 5. Platz obwohl viele Wellen herrschten.بندیکت سایدل که او نیز در قایق تک‌نفره جوانان B پارو زد، مقام پنجم را کسب کرد، اگرچه امواج زیادی وجود داشت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با قایق پارویی به جایی رسیدن یا مسافتی را طی کردن.

  • Die Fischer erruderten das offene Meer.ماهیگیران با قایق پارویی به دریای آزاد رسیدند.
  • Er erruderte den Fluss bis zur Mündung.او با قایق پارویی رودخانه را تا دهانه آن طی کرد.