ersitzen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈzɪt͡sn̩/
Worttrennung: er·sit·zen
فعل

به دست آوردن حق/مالکیت با تصرف طولانی

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas ersitzen)

از طریق مرور زمان و تصرف طولانی‌مدت بر طبق قانون مالکیت یا حقی را به دست آوردن (اصطلاح حقوقی)

  • Nach zehn Jahren ununterbrochenen Besitzes hat er das Land ersessen.او پس از ده سال تصرف بی‌وقفه، مالکیت زمین را از طریق مرور زمان به دست آورد.
  • Das Recht auf das Grundstück wurde durch ersitzung erworben.حق مالکیت بر قطعه زمین از طریق مرور زمان (حقوقی) به دست آمد.
2 Akkusativ / sich (Dativ) + Akkusativ

با نشستن، صبر کردن و منفعل ماندن به چیزی رسیدن (مجازی، منفی)

  • Er hat sich durch Nichtstun seinen Wohlstand ersessen.او با نشستن و کاری نکردن، ثروت خود را به دست آورد (به طور مجازی و منفی).
  • Sie hat die Chance auf Erfolg einfach ersessen.او به سادگی با انفعال، شانس موفقیت را از دست داد (یا به آن نرسید).