ersitzen
به دست آوردن حق/مالکیت با تصرف طولانی
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ersitzen)
از طریق مرور زمان و تصرف طولانیمدت بر طبق قانون مالکیت یا حقی را به دست آوردن (اصطلاح حقوقی)
- Nach zehn Jahren ununterbrochenen Besitzes hat er das Land ersessen.او پس از ده سال تصرف بیوقفه، مالکیت زمین را از طریق مرور زمان به دست آورد.
- Das Recht auf das Grundstück wurde durch ersitzung erworben.حق مالکیت بر قطعه زمین از طریق مرور زمان (حقوقی) به دست آمد.
2
Akkusativ / sich (Dativ) + Akkusativ
با نشستن، صبر کردن و منفعل ماندن به چیزی رسیدن (مجازی، منفی)
- Er hat sich durch Nichtstun seinen Wohlstand ersessen.او با نشستن و کاری نکردن، ثروت خود را به دست آورد (به طور مجازی و منفی).
- Sie hat die Chance auf Erfolg einfach ersessen.او به سادگی با انفعال، شانس موفقیت را از دست داد (یا به آن نرسید).