ersehen
دریافتن، فهمیدن، استنباط کردن
Bedeutungen
1
aus + Dativ (aus etwas ersehen)
استنباط کردن، دریافتن، از چیزی فهمیدن، معمولاً از طریق مشاهده دقیق مدارک یا اطلاعات.
- Aus den Unterlagen ließ sich klar ersehen, wer die Verantwortung trug.از مدارک به وضوح میشد دریافت که چه کسی مسئولیت را بر عهده داشت.
- Man konnte aus seinem Gesicht ersehen, dass er nicht glücklich war.از چهرهاش میشد فهمید که او خوشحال نبود.
2
Akkusativ (jemanden / etwas ersehen)
دیدن، متوجه شدن، درک کردن (با حس فهمیدن یا از طریق مشاهده).
- Ich konnte die Schrift auf dem alten Dokument kaum ersehen.به سختی توانستم نوشته روی سند قدیمی را ببینم.
- Er ersah aus der Entfernung, dass etwas nicht stimmte.او از دور متوجه شد که چیزی درست نیست.