ersinnen
ابداع کردن، اختراع کردن، طرحریزی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ersinnen)
چیزی جدید، هوشمندانه یا پیچیده را در ذهن خود ایجاد یا طراحی کردن؛ ابداع کردن، اختراع کردن.
- Der Autor ersann eine komplexe Handlung für seinen neuen Roman.نویسنده برای رمان جدیدش، داستانی پیچیده ابداع کرد.
- Sie ersann einen cleveren Plan, um das Problem zu lösen.او برای حل مشکل، نقشهای هوشمندانه طرحریزی کرد.