ersättigen
سیر کردن، اشباع کردن، ارضا کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas ersättigen)
گرسنگی یا تشنگی کسی را برطرف کردن؛ نیاز یا میل کسی را برآورده کردن.
- Das üppige Mahl hat ihn gut ersättigt.غذای مفصل او را به خوبی سیر کرد.
- Die Informationen konnten seinen Wissensdurst nicht ersättigen.این اطلاعات نتوانست عطش سیریناپذیر او را برای دانش ارضا کند.