ersaufen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈzaʊ̯fn̩/
Worttrennung: er·sau·fen
فعل

غرق شدن، زیر بار چیزی له شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

غرق شدن در آب یا مایعات دیگر و خفه شدن (برای انسان یا حیوان).

  • Das ertrunkene Tier wurde am Ufer angespült.حیوان غرق شده به ساحل آورده شد.
  • Bei dem Unglück sind viele Menschen im Fluss ersoffen.در آن حادثه، بسیاری از مردم در رودخانه غرق شدند.
2 intransitiv (بدون مفعول)

به صورت مجازی، زیر بار حجم زیادی از کار، بدهی یا مشکلات له شدن یا غرق شدن.

  • Er droht, in seinen Schulden zu ersaufen.او تهدید می‌کند که در بدهی‌هایش غرق شود.
  • Die kleine Firma ist im Papierkram ersoffen.شرکت کوچک در کاغذبازی غرق شد.