ersaufen
غرق شدن (عامیانه)، زیر بار چیزی له شدن/غرق شدن (مجازی، عامیانه)
Bedeutungen
1
intransitiv
غرق شدن، در آب خفه شدن (برای انسان یا حیوان)
- Der Hund ist im See ersoffen.سگ در دریاچه غرق شد.
- Viele Menschen ersaufen jedes Jahr bei Überschwemmungen.هر سال افراد زیادی در سیل غرق میشوند.
2
intransitiv
غرق شدن در مایع یا کار زیاد (مجازی، برای اشیاء یا موقعیتها)
- Die alten Fotos sind im Keller ersoffen.عکسهای قدیمی در زیرزمین غرق شدند (از بین رفتند).
- Er ist in Arbeit ersoffen und hat keine Zeit für Hobbys.او در کار غرق شده و وقتی برای سرگرمی ندارد.