ersaufen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈzaʊ̯fn̩/
Worttrennung: er·sau·fen
فعل

غرق شدن (عامیانه)، زیر بار چیزی له شدن/غرق شدن (مجازی، عامیانه)

Bedeutungen

1 intransitiv

غرق شدن، در آب خفه شدن (برای انسان یا حیوان)

  • Der Hund ist im See ersoffen.سگ در دریاچه غرق شد.
  • Viele Menschen ersaufen jedes Jahr bei Überschwemmungen.هر سال افراد زیادی در سیل غرق می‌شوند.
2 intransitiv

غرق شدن در مایع یا کار زیاد (مجازی، برای اشیاء یا موقعیت‌ها)

  • Die alten Fotos sind im Keller ersoffen.عکس‌های قدیمی در زیرزمین غرق شدند (از بین رفتند).
  • Er ist in Arbeit ersoffen und hat keine Zeit für Hobbys.او در کار غرق شده و وقتی برای سرگرمی ندارد.