ersahen
دیدند، درک کردند
Bedeutungen
1
Akkusativ
مشاهده کردن و درک کردن چیزی با دقت، بصیرت و توجه به جزئیات، اغلب در مورد موقعیتها، حقایق یا پیامدها.
- Der erfahrene Diplomat ersah die subtilen Machtverschiebungen im internationalen Gremium.دیپلمات باتجربه، جابجاییهای ظریف قدرت در هیئت بینالمللی را مشاهده کرد.
- Aus den vorliegenden Daten ersah man, dass die wirtschaftliche Lage sich zu verschlechtern begann.از دادههای موجود درک میشد که وضعیت اقتصادی رو به وخامت گذاشته است.