erschaffen
خلق کردن، آفریدن، پدید آوردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی جدید، باارزش و منحصر به فرد را خلق کردن یا به وجود آوردن (اغلب برای آثار هنری، ایدهها، شخصیتهای داستانی یا آفرینش جهان).
- Der Künstler hat ein beeindruckendes Werk erschaffen.هنرمند یک اثر بسیار چشمگیر خلق کرده است.
- Gott hat die Welt in sieben Tagen erschaffen.خداوند جهان را در هفت روز آفرید.