erschaffen

Aussprache: /ɛɐ̯ˈʃafn̩/
Worttrennung: er·schaf·fen
فعل

خلق کردن، آفریدن، پدید آوردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی جدید، باارزش و منحصر به‌ فرد را خلق کردن یا به‌ وجود آوردن (اغلب برای آثار هنری، ایده‌ها، شخصیت‌های داستانی یا آفرینش جهان).

  • Der Künstler hat ein beeindruckendes Werk erschaffen.هنرمند یک اثر بسیار چشمگیر خلق کرده است.
  • Gott hat die Welt in sieben Tagen erschaffen.خداوند جهان را در هفت روز آفرید.