erschallten
طنینانداز شدند، به صدا درآمدند
Bedeutungen
1
به طور ناگهانی یا با شدت زیاد به صدا در آمدن، طنینانداز شدن، پخش شدن (صداهای بلند، فریادها، موسیقی)
- Plötzlich erschallten Schreie aus dem Nachbarhaus, die auf eine dringende Gefahr hindeuteten.ناگهان فریادهایی از خانه همسایه به گوش رسید که نشاندهنده خطری فوری بود.
- Die Fanfaren erschallten und kündigten den feierlichen Einzug des Königs an.شیپورها به صدا درآمدند و ورود باشکوه پادشاه را اعلام کردند.