erschlafen
با خوابیدن برطرف کردن (خستگی/سردرد/مستی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas erschlafen)
حالتهای ناخوشایند مانند خستگی، اثرات الکل یا بیماری را با خوابیدن بهبودی بخشیدن یا رفع کردن.
- Nach der langen Reise konnte er seine Müdigkeit endlich erschlafen.پس از سفر طولانی، او سرانجام توانست خستگیاش را با خوابیدن برطرف کند.
- Er hoffte, den Kater vom Vortag im Schlaf zu erschlafen.او امیدوار بود که خماری روز قبل را در خواب از بین ببرد.