erschließen
توسعه دادن، بهرهبرداری کردن، درک کردن، آشکار شدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas erschließen)
یک منطقه، منبع طبیعی، بازار یا ساختار را برای استفاده، بهرهبرداری یا دسترسی عمومی آماده و قابل استفاده کردن.
- Die Regierung plant, neue Gebiete für die Landwirtschaft zu erschließen.دولت قصد دارد مناطق جدیدی را برای کشاورزی توسعه دهد.
- Das Unternehmen möchte den asiatischen Markt erschließen.شرکت میخواهد بازار آسیا را توسعه دهد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas erschließen)
مفهوم، متن، معنا یا اطلاعات پیچیدهای را با تحلیل، مطالعه یا تفکر درک کردن و روشن ساختن.
- Es fällt mir schwer, diesen philosophischen Text zu erschließen.درک این متن فلسفی برای من دشوار است.
- Die Bedeutung des Symbols erschloss sich ihm erst nach langer Überlegung.معنی نماد تنها پس از مدت طولانی تفکر برای او آشکار شد.
3
sich + Dativ
برای کسی قابل درک شدن، روشن شدن، آشکار شدن (معمولاً به صورت غیرشخصی یا با فاعل 'sich').
- Die Lösung des Problems erschloss sich ihm plötzlich.راه حل مشکل ناگهان برای او آشکار شد.
- Die Zusammenhänge erschließen sich dem Leser nicht sofort.ارتباطات بلافاصله برای خواننده روشن نمیشود.