فعل
به دست آوردن از طریق تقلب یا فریب
معانی و تعاریف erschleichen:
- چیزی را با فریب، تقلب یا حیله به دست آوردن
جملات نمونه برای erschleichen:
Ich soll Sozialleistungen ''erschlichen'' haben.
من ظاهراً مزایای اجتماعی را با تقلب دریافت کردهام.
Der Angeklagte ''erschlich'' sich das Vertrauen des Opfers.
متهم اعتماد قربانی را با فریب جلب کرد.
Er hat sich den Zugang zum System erschlichen.
او با فریب به سیستم دسترسی پیدا کرد.